نماینده مجلس که خود را همه کاره مملکت میداند ، سر زده میرود سازمان گمرک، فحاشی میکند، قلدری میکند بعد از رسانه ای شدن، در فضای مجازی دو سه بار دروغ میگوید ، وقتی میبیند ماست مالی نمی شود میایید در صحن مجلس با کمک لاری جانی! جلسه غیر علنی برگزار میکنند و پشت تریبون کلی اربده کشی میکند که آهای امروز نوبت من بود که در گمرک ضایع شوم و نتوانم از رانت نماینده مجلس بودن استفاده کنم و فردا نوبت شما در دیگر ادارات...
امروز کارمند پاپتی گمرک رعیت زاده بعد از فحاشی من با کمال پرویی جواب مرا داد و فردا این بلا مطمئنا سر شما نیز می آید و تمام رعیت زاده های حوزه های انتخابیه میفتند به جانتان و دیگر شما ابهت قبلی خود را ندارد، حالا اگر رسیدگی نکنید مطمئن باشید من استعفا میدهم.آخر من از لیست امیدم و مجلس ارث پدرم.
تازه حالا من که چیزی نگفتم ، فقط به آن کارمند گفتم تو گل!!! خوردی و او هم به من توهین قومیتی کرده و به اهل تسنن نیز 45 دقیقه توهین کرد!!!
در ادامه شو اف مجلس ، آقای لاری جانی ! هم فرمودند باید پیگیری شود مگر شوخیست ، بدهید پدر کارمند بیچاره را دربیاورند ، او مگر نمی داند نماینده مجلس آن هم از جنس لیست امید یعنی چه؟؟؟؟ تصویب شد!
سکانس دوم:
معاون حقوقی ریاست جمهوری در مصاحبه با خبرگزاری ها: ما امروز تصمیم گرفتیم عین قانون عمل کنیم! آن شخص مراجعه کننده که از فحاشی آن نماینده خدوم مجلس ناراحت شده و به او توهین نموده و با اردنگی از گمرک بیرونش کرده باید برود در قوه قضاییه ، پیش آن برادر لاری جانی! دهنش بشود آسفالت...
آن کارمند گمرک محترم هم میرود شورای تخلفات اداری که احیانا اگر تخلفی صورت پذیرفته پیگیری شود ودر آخر چون میدانیم تمام توهین های آن نماینده محترم فتوشاپ بوده ما قربانش میرویم و وزیر اقتصاد هم زیر زیرکی نامه فدایت شوند میدهند که آن کارمند با رئیس گمکرم و هفت جد و آبادش گل خوردند که شاءن شما را حفظ نکردند.
سکانس سوم:
وزیر محترم اقتصاد هم در نامه یواشکی ضمن ابراز پشیمانی از این فاجعه ملی و بعضا فراملی نهایت جانثاری خود و تمام کارمندان بخش اقتصادی دولت را اعلام و در پایان خواهشمند است که آن نماینده محترم نسبت به استیضاح این چاکر اقدام ننمایند.
به خدا ما نوکردر بست نمایندگان لیست بنفش هم هستیم. با نهایت احترام امضاء وزیر اقتصاد.
اینجاست که جای ظالم و مظلوم عوض میشود و فردی در امتناع از یک خواسته غیر منطقی باید فحش بشنود که تو فلان میخوری که از من دستور نمی گیری و نهایتا مواخذه نیز خواهد شد.
پ.ن:
هم نوا با آن مراجعه کننده شجاع میگویم وای به آن مجلسی که مجلس نشینانش اینگونه خوی سلطنتی دارند و یادشان رفته نماینده مجلس جمهوری اسلامی هستند ، نه سناتور حکومت پهلوی.
برای اثبات شارلاتیسم دولت بنفش همین بس که دلار را تا مرز بیست هزار تومان میبرد تا به جامعه بگوید اگر فلان موضوع در مجلس یا شورا نگهبان تصویب نشود این بلا صد برابر سرتان می اید.
حالا این وسط مردم بیپاره و مریض و گرفتار و دربه در خر کی باشند. این مدل تفکر مدیریتی و اقتصادی دقیقا همان میراث پدر خوانده ای بود که در استخر حضرت عزرائیل را ملاقات کرد.
یادم نمی رود سخنرانی او در دهه هفتاد به این مضمون که:
ما در اتوبان پیشرفت به سرعت در حال حرکت هستیم حالا اگر چند نفر هم زیر شدند اشگالی ندارد. در این مسیر تعدادی زیر چرخ توسعه له خواهند شد....
اگر امام مستضعفان با همان ابهت علی وار خود امروز میبود آیا وکیلان ملت جرآت داشتند حتی اسم FATF یا سفر به جام جهانی با پول بیت المال را به زبان جاری کنند...
مجلس امروز را حواله می دهیم به نص صریح سخنان امام مستضعفان (ره):
«من امیدوارم که این مجلس به برکت این روز مبارک، مجلس عدالت و پیرو اسلام و به نفع مسلمین و کشور اسلامی باشد»
پیام امام خمینی (ره) به اولین مجلس شورای اسلامی سال 1359
اولین دیدار نمایندگان دوره اول مجلس شورای اسلامی با امام خمینی (ره) :
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
مجلس محل طرح مسائل دلخواه اسلام و مردم
من
خوف این را دارم که مطالبى که آقاى حجازى فرمودند درباره من، باورم بیاید.
من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان براى من یک
غرور و انحطاطى پیش بیاید. من به خداى تبارک و تعالى پناه مىبرم از غرور.
من اگر خودم را براى خودم نسبت به سایر انسانها یک مرتبتى قائل باشم، این
انحطاط فکرى است و انحطاط روحى. من در عین حال که از آقاى حجازى تقدیر
مىکنم که ناطق برومندى است و متعهد، لکن گله مىکنم که در حضور من مسائلى
که ممکن است من باورم بیاید فرمودند من چند کلمهاى که مىخواهم در حضور
آقایان عرض کنم از باب اینکه امر شده است به تذکر؛ فَانّ الذِّکْرى
تَنْفَعُ الْمُؤمِنینَ. تصادف خوبى است که امروز که آقایان در اینجا تشریف
دارند و با هم مواجه هستیم مواجه با ملت هستیم، تمام ملت خلاصه در وجود شما
آقایان است، تصادف خوبى است که با روز عید مبارکى مصادف شده است، و از آن
بهتر این است که روز گشایش مجلس اسلامى در روزى است که عدالت در عالم متولد
شده است، روزى است که امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- به دنیا آمدند که
مظهر همه عدالتها و اعجوبه عالم هستند و از صدر عالم تا ابد بجز رسول اکرم
کسى به فضیلت او نیست. این را ما به فال نیک مىگیریم و این فکر را
مىکنیم که آقایان که در یک روزى که مظهر عدالت خدا، پرتو عدالت انسانى در
آن روز متولد شده است، و شما مجلس را در آن روز افتتاح مىکنید بدانید که
باید همان رشته را، همان رشته على- علیه السلام- را پیروى کنید. من در بعضى
مجالس زمان رضا خان رفتهام در مجلس به عنوان تماشاگرى و مجالس دیگرى هم
که از آن زمان تا اخیر بوده است شنیدهام. آنجایى که من دیدهام، مجلس،
مجلس شورا نبوده است، مجلس مبارزه بین افراد در آمال خودشان بود؛ جنگ و
نزاع بود. حتى بعض اشخاص که اشخاص صحیحى بودند و در خارج از مجلس حدود را
حفظ مىکردند، در مجلس که وارد مىشدند مثل اینکه ملزم مىشدند به اینکه
نظیر آنهاى دیگرى که به طور غیر اسلامى رفتار مىکردند، گاهى هم بعضى از
آنها منحرف بشوند. مجلس شوراى اسلامى مجلس مشورت است، مجلسى است که باید
متفکرین، آقایان، مسائلى که ما یحتاج ملت است و کشور است در میان بگذارند و
با هم مشورت کنند. مباحثه کنند فقط آن چیزهایى که مربوط به ملت است و به
اسلام.
مجلس
شوراى اسلامى که شما آقایان وکیل هستید از طرف ملت براى خدمت در آن بنگاه،
باید آنکه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود. و آنچه دلخواه اسلام است بحث و
مشورت بشود. و به ترتیبى که مقرر است تصویب بشود و همه چیزش اسلامى باشد.
اغراض
شخصیه را باید همه ما کنار بگذاریم. فرضاً که من با شما خداى نخواسته، یک
حساب و خرده دارم، این در مجلس نباید، در مجلسى که مجلس اسلامى است نباید
این خرده حسابها را آنجا به آن رسید. مجلس شوراى اسلامى در یک محفظه سربسته
نیست که اگر خداى نخواسته انحرافى در آن پیدا شد همان اجزاى خود مجلس
بفهمند، این سرباز است و رادیو و تلویزیون این را منتشر مىکند، همه ایران
مىبینند و مىشنوند، و خارج از ایران هم تا آنجایى که موج اینها مىرود،
آنها هم مىشنوند و مىفهمند که چه شده است. اگر بنا باشد که خداى نخواسته
از اول صف آرایى بشود براى جنگ اعصاب، و آن مجالسى که در زمان طاغوت بود،
آن مجالس، باز محتوایش تکرار بشود، این مجلس اسلامى نیست، و آقایان به
وظیفه شرعى و الهى خودشان عمل نکردهاند.
لزوم رعایت اخلاق اسلامى در مجلس
من
امیدوارم که آقایان بدون اینکه جهات نفسیت را در نظر داشته باشند، و بدون
اینکه اغراض خودشان را و مخالفتهاى شخصى که با اشخاص دارند در نظر داشته
باشند، به آن چیزى که وکیل او، به آن چیزى که در آن چیز وکیل هستند، اندیشه
کنند و مباحثه کنند و شور کنند. شورى که در محیطى واقع شد که اسلامى است و
اخلاق اسلامى است منتهى به جنگ نمىشود، منتهى به آن مسائلى که در آن
مجلسها و بعضى از آن مجلسها واقع مىشد که انصافاً شرم آور است نمىشود.
باید همان طورى که تا حالا تحولات زیادى پیدا شده است در این ملت، شما که
وکیل از جانب ملت هستید، و عصاره فضایل ملت هستید، باید در آنجا همان
معنایى که مأمور او شدید از طرف ملت، همان معانى باشد. ملت یک ملت اسلامى
است و اسلام را مىخواهد و احکام اسلام را مىخواهد. شما وکیل نیستید که
بروید آنجا بنشینید و حسابهایى که خودتان با هم دارید صاف کنید.
اگر
یک همچو کارى بشود، این انحراف است و غصب است آن محل براى شما. شما باید-
ان شاء اللَّه همین طور هم هست- شما باید در آنجا معلم اخلاق باشید از براى
همه کشور؛ براى اینکه مطالب شما به همه کشور بسط پیدا مىکند. وقتى که همه
مردم در تمام کشور دیدند که این وکلایشان با راستى و صداقت در خدمت کشور
هستند و در خدمت اسلام هستند، و مناظرههایى که مىکنند مناظرههاى اسلامى
است، و بحث و تفتیشى که مىکنند بحث و تفتیش اسلامى است، این یک تعلیمى
مىشود به همه افرادى که در این کشور هستند، و به آنجایى که این موجها
مىرسد در خارج کشور. ما باید همه قشرها را تربیت کنیم. شماها باید در مجلس
که مىروید علاوه بر اینکه، مسائلى که طرح مىشود که مورد احتیاج ملت است،
باید آنها را در آن طرح کنید، با سلاح اخلاق اسلامى وارد بشوید، و با آن
سلاح مردم را تربیت کنید که وقتى چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار
گفتگوهاى شما و مناظرات شما پیدا باشد. از مجلس منعکس مىشود کارهاى شما
علاوه بر اینکه خداى تبارک و تعالى حاضر است در همه جا و ناظر است در همه
جا، و پروندههاى همه شما پیش اوست و همه عالَم. علاوه بر اینکه باید
ملاحظه کنید که در حضور خداى تبارک و تعالى هستید، هر نَفسى که مىکشید در
حضور او هست، و هر کلمهاى که ادا مىکنید در محضر مبارک خداى تبارک و
تعالى هست. و در محضر خداى تبارک و تعالى، بر خلاف دستور او جرم عظیمى است،
و باید ناظر بدانید خدا را بر اعمال خودتان، باید شما دیگران را هم تربیت
کنید. همه اشخاصى که در هر مرکزى هستند باید آن مرکز را به صورت یک
تعلیمگاه درآورند. همان طورى که در صدر اسلام آنکه رئیس دولت بود، و آنکه
سردار بود، سردار لشکر بود، با اعمال خودشان مردم را تربیت مىکردند، با
حرفهاى خودشان، با کردار خودشان مردم را تربیت مىکردند، باید ما که دعوى
این را داریم که مسلمان هستیم و تابع اولیاى اسلام هستیم، باید ما هم با
کردار و رفتار خودمان تربیت کنیم مردم را.
مجلس محل مباحثه نه مبارزه و جبههبندى
اگر
خداى نخواسته، انحرافى در مجلس پیدا بشود، چون منعکس مىشود به همه جا،
ممکن است که انحراف در سطح گستردهاى پیدا بشود و مسئولیت بزرگ باشد.
چنانچه انحرافاتى را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب کنید، اجر
بسیار بزرگى را دارید، اجر انبیا را دارید. از الآن بناى بر این نگذارید که
ما یک جبهه کذا و یک جبهه کذا، از اول بناى مبارزه باشد، مبارزه نیست،
مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامى.
مىخواهید
هر کدام مسائلى که دارید به دیگرى بگویید با برهان، با بیان، البته باید
بگویید اما مبارزه ندارید با هم. و همه براى اسلام هستید و خدمتگزار اسلام
هستید و مىخواهید براى اسلام خدمت بکنید. از حالا بنا نگذارید به اینکه یک
جبههبندى بکنید، یک دسته این طرف، یک دسته آن طرف و همان کارهایى که در
مجالس سابق مىکردند، و همان دعواها و نزاعهایى که به انحطاط مىکشید
خودشان و ملت را. و من نمىدانم آیا در مجالس خارج از این کشور یک همچو
نزاعها و داد و قالها و بدگوییهایى بوده است که تقلید کردند اینها از آنها
یا نه ابتکار بوده، این را من اطلاع ندارم؛ لکن على اىّ حال، چه تقلید از
دیگران بوده، و چه ابتکار خودشان بوده است، یک امر بسیار مشوّه بدى بود که
تلخى او در ذائقه باید بماند تا آخر. و من امیدوارم که کارهاى شما آن
تلخیها را از ذائقهها بزداید.
کارشکنى و تضعیف یکدیگر، عامل انحطاط و سقوط
و
یک مطلبى که باز مىخواهم عرض بکنم که دنباله همین است، این است که الآن
کشور ما اول عملش و اول کارش است. بحمد اللَّه تا حالا تمام آن چیزهایى که
یک حکومت لازم دارد، محقق شده است، لکن باز اول کار است. در این اول کار یک
ویژگىاى هست که بعدها آن ویژگى دیگر ممکن است نباشد. حالایى که از خارج و
داخل به کشور ما هجوم مىشود، در داخل با طرحهاى مختلف قلمهاى مختلف،
مجلههاى مختلف و گویندگان مختلف و اشخاصى که شلوغ مىکنند در این مملکت،
ابتلا هست، و از خارج هم که با قدرتهاى بزرگ، محل ابتلاى ما هست، ما اگر
بخواهیم براى کشورمان، براى اسلام پیروزى حاصل بشود، باید کارشکنى نکنیم از
هم. باید همه یکصدا باشیم. قضیه هدایت مسئلهاى است، قضیه کارشکنى مسئله
دیگر، هدایت باید کرد. مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است. مجلس هدایت
مىکند همه را و باید بکند، اما بناى بر این نباشد که مجلس دولت را ضعیف
کند. و بناى بر این هم نباشد که دولت مجلس را ضعیف کند. تضعیف هر یک، تضعیف
خودش هم هست. اگر رئیس دولت؛ رئیس جمهور تضعیف کند مجلس را، خودش قبل از
مجلس سقوط مىکند. و اگر مجلس تضعیف کند دولت و رئیس جمهور و آنهایى که
اجرا مىخواهند بکنند، این خودشان هم تضعیف مىشوند و امروز صلاح نیست.
چنانچه در یکوقتى هم یک همچو مطلبى واقع بشود، آن هم یک جرم است. امروز این
مسأله، جرم بسیار بزرگ است. براى اینکه، در آن مواقعى که مملکت ما ابتلا
به این مصایب ندارد، خوب یک کار خلاف است، اما کار خلافى نیست که مملکت ما
را تهدید به نابودى و شکست بکند. اما امروز که مملکت ما وضعش این طورى است،
و نمىتوانند آنهایى که عمال خارجى هستند و خود خارجیها نمىتوانند ببینند
که در ظرف یک سال و دو سه ماه، چند ماه، تمام کارهایى که در چندین سال
انجام نگرفته، اینجا انجام گرفت، این را نمىتوانند ببینند. اینها از اول
هى خیال مىکردند که خوب، به خودشان وعده مىدادند که اصلًا جمهورى اسلامى،
این پا نمىگیرد. اصلش با او مخالفت مىکردند: «جمهورى، نه، لازم نیست
اسلامى باشد، جمهورى ملى باشد». ما از این ملیها هیچى ندیدیم جز خرابکارى.
اگر یک نفرشان آدمى بود که صحیحى بود، اسلامى بود که صحیح بود، ما ندیدیم
چیزى از اینها.
باید
همه ما اسلامى پیش برویم. با برنامه اسلامى پیش برویم. پیروزى ما مرهون
اسلام است، نه مرهون من است و نه مرهون شما و نه مرهون هیچ قوهاى، مرهون
اسلام است. اسلام به ما این پیروزى را داده است. این یک نعمتى است که خداى
تبارک و تعالى به ما اعطا کرده است، و این نعمت را چنانچه شکرگزارى نکنیم
ممکن است که یکوقتى خداى نخواسته از ما بگیرند. شکرگزارىاش به این است که
همان طورى که در اول همه دستها بلند شد که ما اسلام را مىخواهیم، و جمهورى
اسلامى را مىخواهیم، خداى تبارک و تعالى، عنایت فرمود و اعطا کرد. اگر ما
از حالا این دستها را کنار بزنیم، یکى از این طرف برود و یکى از آن طرف
برود، و یکى یک چیزى بگوید و یکى یک چیز دیگرى بگوید و جبههبندى بشود، و
دولت با مجلس، و مجلس با دولت و همه با هم به هم بریزند، ممکن است که عنایت
خدا به واسطه کفران نعمت برداشته بشود، و ما انحطاط همه چیز پیدا بکنیم، و
کشورمان باز برگردد به حال سابق، به همان ظلمها و همان ستمهایى که همه
دیدید و همه دیدیم. شکرگزارى به این است که شماهایى که وکیل ملت هستید
کارشکنى براى دولت نکنید، هدایت کنید. هر جایى که پا را کنار مىگذارد
هدایتش بکنید.
دولت
هم هر کس مىشود و هر کس هست، و نخست وزیر هم هر کس هست، دولت هم هر کس
هست، آنها هم کارشکنى براى مجلس نکنند. آنها قوه مجریه هستند، همه روى
قانون عمل بکنند. این قانونى که ملت برایش رأى داده است. همین رأى نداده
است که توى طاقچه بگذارید و کارى به آن نداشته باشید، بروید مشغول کار
خودتان بشوید.
این
قانون باید دست همه باشد و همه حدود را قانون معیّن بکند. قانون براى مجلس
حدود معین کرده است، تخلف از این حدود نشود. براى رئیس جمهور تحدید کرده،
حدود قرار داده، او هم تخلف نکند. براى نخست وزیر و امثال اینها و دولتها
حدود معیّن کرده. آنها هم نباید خارج بشوند. هر که خارج بشود از حدود، باید
این را تنبه بدهند، هدایت کنند آن را.
حرکت در مسیر اسلام بدون خوف از چپ و راست
و
شماها هم من امید این را دارم که چهرههاى نورانى که در مقابل من واقع
شدهاند، بدانند که در پیشگاه خداى تبارک و تعالى هم هستید و باید براى
اسلام و براى احکام اسلام- که به ما منت گذاشته است و همه پیروزیهاى ما به
واسطه اوست- خدمت بکنیم، و با کمال قدرت خدمت بکنیم. خوف این معنا را
نداشته باشید که اگر در مجلس شما یک مطلبى را بگویید، پیش روشنفکرها این
خوب نیست. شما نماز هم اگر بخوانید بعضى از این روشنفکرها پیششان خوب نیست.
شما اگر دعا هم بخوانید بعضى از اینها پیششان خوب نیست. من نمىگویم همه
روشنفکرها؛ روشنفکر خوب در همه طبقات هست. اما آنهایى که از اوّلى که این
جمهورى اسلامى خواست پایش را بگذارد توى این مملکت مخالفت کردند، و آنهایى
که به اسم خدمت به خلق مىخواهند نگذارند این جمهورى اسلامى تحقق پیدا
بکند. شما خوف هیچ کس را نداشته باشید؛ نه خوف چپیها را داشته باشید، نه
خوف راستیها را داشته باشید. شما- در مسائل قانون اساسى است و اسلام و
قانون اساسى هم تابع اسلام است- باید به اسلام فکر بکنید، نباید فکر کنید
که حالا که در فلان کشور کذا چه جور واقع شده ما هم خوب است که التقاطى
باشیم؛ یک قدرى بگوییم خدا، یک قدرى هم بگوییم چیز دیگر. مستقیم باشید و با
استقامت کارتان را پیش ببرید، پشتیبان شما خداست. از هیچ چیز، از هیچ قوه
نترسید. من نمىگویم که شما بر همه قوهها غلبه مىتوانید بکنید. ما که
چیزى نداریم، همه چیز ما دست دشمنهاى ماست.
نهراسیدن از شکست در عمل به تکلیف
من
عرض مىکنم که وقتى بنا شد که ما به تکلیفمان عمل بکنیم، و ما آن راهى را
که خداى تبارک و تعالى پیش پاى ما گذاشته است آن راه را برویم، براى ما
شکست هیچى نیست. براى اینکه از دو حال خارج نیست: یا این است که ما پیش
مىبریم که شکست هیچ نیست، و یا این است که نه، مىآیند و ما را عقب
مىزنند، ما تکلیفمان را عمل کردهایم، چه شکستى است؟ سید الشهدا هم شکست
خورد در کربلا، اما شکست نبود این. کشته شد و زنده کرد یک عالَمى را. امیر
المؤمنین هم در جنگها، در جنگ صفین شکست خورد، لکن شکست نبود این. او به
خدمت اسلام بود و براى خدا کار مىکرد. کسى که براى خدا کار بکند، هیچ وقت
شکست تویش نیست، بُرد همیشه با آنهاست.
شما
خوف این را نداشته باشید که اگر یک چیزى بر خلاف مثلًا مسلک مارکسیسم
بگویید، بگویند که اینها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقب ماندهاند.
همانهایى که ادعاى- نمىدانم- کمونیستى و کذا مىکنند، خود آنها از همه
قلدرتر و از همه دیکتاتورترند، و ملتهایشان را همه به بند کشیدهاند. آزادى
در آن ممالک نیست براى کسى. همان طورى که در ممالک غربى هم آزادى نیست در
کار، صحبت آزادى، حرف آزادى است. اگر آزادى باشد، این سیاههاى بیچاره چه
کردهاند که این طور تحت فشارند؟ در هیچ جاى دنیا شما خیال نکنید که این
طرحهایى که مىدهند، و این بساطى که درست مىکنند، یک واقعیتى باشد و
بخواهند روى او رفتار بکنند. این مجلسهاى کذا که در دنیا درست شده است، و
به دست قدرتمندها درست شده است، و لهذا حق وِتو دارند، همهاش آن
قدرتمندها، اینها همه بازى است براى بلعیدن ماها، این یک مانور سیاسى است
که با آن ماها را اغفال کنند و ماها را ببلعند. شما نباید گول از اینها
بخورید و تحت تأثیر نه شرقیها واقع بشوید و نه غربیها وارد بشوید. شما آن
طورى که اسلام مقرر فرموده است عمل بکنید. اگر هر کس هم هر چه به شما
مىگوید اعتنا به او نکنید. اسلام مد نظر شما باشد. و این را بدانید که
آنهایى که با این مجلس مخالفند، و آنهایى که با این انقلاب مخالفند، و
آنهایى که با اسلام مخالفند، هر کارى بکنید آنها به مخالفت خودشان ادامه
مىدهند، منتها یکوقتى با یک بهانه است، بعد یک بهانه دیگر پیدا مىکنند.
خادم بودن وکیل ملت، به اسلام و کشور
شما
توجه داشته باشید که به اسلام خدمت کنید و به کشور خودتان خدمت کنید. شما
وکیل مردمى هستید که همه اسلام را مىخواهند، و همه کشور خودشان را
مىخواهند. و شما باید براى این ملت خدمت بکنید، به آن چیزى که شما را وکیل
کرده است خدمت بکنید. اگر انحراف پیدا کنید بر خلاف ملت، خیانت کردهاید
به وکالتى که دارید. و من امیدوارم که ان شاء اللَّه شما با کمال قدرت، با
کمال عزت و عظمت، این نهضت را به پیش ببرید. و مجلس، یک مجلس اسلامى اخلاقى
همه چیز تمام باشد، و شما معلم اخلاق جامعه باشید، و همه جامعه هم پشتیبان
شما باشد. و همهتان یک هویت بین دولت و ملت و ارتش و مردم و همه یک هویت
باشید، همه اعضاى یک انسان باشید. همه در خدمت انسان کامل؛ که رسول اکرم
است باشید، و همه به منزله اعضاى او باشید براى خدمت؛ و اگر این طور شد،
پیروزى نصیبمان هست. و اگر خداى نخواسته، انحرافات پیدا شود و اغراض شخصیه
پیش بیاید، و نمىدانم مسندها بحث بشود، و مقامها طرح بشود و امثال اینها،
این اولًا انحطاط اخلاقى زیاد است، و انحطاط در پیشگاه خداست، و ثانیاً خوف
این است که نتوانید این بار را به منزل برسانید. خداوند ان شاء اللَّه همه
شما را تأیید کند، و همه ما را و همه مسلمین را تأیید کند. و همه را از شر
شیطان بزرگ و آنهایى که دنباله او هستند حفظ کند. و ما را از شر نفس اماره
بالسوء حفظ کند.
همانمقدار که اطمینان داشتم برجام به نتیجه نخواهد رسید ، به همان مقدار مطمئنم که در 25 سال آینده غده سرطانی به نام اسرائیل وجود نخواهد داشت...
حال هرچه امثال زیباکلام ها میخواهند برای اسرائیل آبغوره بگیریند.این وعده قطعی است.این وعده ایست که مردی از جنس انقلاب داده و مطمئنا این وعده صادق خواهد بود.
امروز و پس از انتقال سفارت منحوس آمریکا به قدس اشغالی بیشتر از هر زمان دیگر به تحقق این وعده صادق نزدیک شدیم.
هر عقل پرسشگری به این سوال بر می خورد که آیا عناصری باعث ایجاد بحران های
مشروعیت شده میتواند در انقلاب های مردمی نیز ایجاد و ماهیت حرکت های اصیل مردمی
که با اعتقاد به میدان آمده و بهای آن خون هزاران جوان بی مانند است را به انحراف
و تباهی کشاند.پاسخ این پرسش بی تردید مثبت است.حفظ اصالت ، مبانی ، ارزشها ودست آورد های هر انقلابی در پیچ و تاب تاریخ و
نفوذ نا اهلان ، سخت تر از به دست آوردن خود آن انقلاب حتی با وجود ریختن خون های
پاک است.
همه مسئولان و سردمداران حکومت های انقلابی علی الخصوص انقلاب اسلامی ایران
باید به عناصر مشروعیت زا حکومت که همانا
برابری ، عدالت اقتصادی و اجتماعی ، عدم فساد و رانت خواری ، عدم وجود ساختارهای
اداری آزار دهنده ، تحمل در شنیدن انتقاد ها و مشکلات طبقات محروم و رنج کشیده
جامعه، عدم وجود روحیه مصرف گرایی و اشرافی گری در بین مسئولین و صاحبان قدرت، عدم
تصمیم گیری یکجانبه در موضوعاتی که مستقیما ضرر آن متحمل زندگی روزمره مردم خواهد
شد، مبارزه ورسیدگی سریع به جرائم مسئولین
فاسد و اختلاس گران دانه درشت ، وجود عدالت اداری ، وجود عدالت و پاکی در سیستم
قضایی ، عدم سانسور و توجه به خواست مردم، عدم برخورد های جناحی و حزبی و تقدم
مصلحت و خواسته آن بر مصلحت و خواسته مردم ، کنار گذاشتن و برخورد باطبقات خاص و خانواده هایی که گاها به دلیل
اتصال به طبقه حاکمه خود را تافته جدا بافته و ژن برتر می دانند و هزاران باید و
نباید دیگر توجه شایسته و بایسته نمایند که اگر غیر این بشود هر چند که این حاصل
با رنج و سختی به دست آمده باشد ، در دراز مدت و به خصوص تغییر نسل به سمت بحران
های مشروعیت خواهد رفت.آنگاه عده ای در حالت خوش بینانه راه بی تفاوتی را خواهند پیمود
، عده ای از انقلاب سرخورده شده و عده ای دیگر دست به مقابله خواهند زد.مطمئنا در
این زمان دشمنان دیرینه این مرز و بوم نیز که سالها در رویای براندازی و ایجاد هرج
و مرج و تباهی در حال آمادگی و تجهیز خود هستند ، ساکت و بدون عمل نخواهند
نشست.راز بقای انقلاب جزء در زدودن غبار های تردید و بدبینی و تقویت بنیان های
مشروعیت با تکیه بر خواست مردم نخواهد بود.