بارها و بارها در مسیر زندگی به دوراهی عشق و عقل برخواهیم خورد.
عقل به حفظ جان و سلامت آن فرمان می دهد و عشق بر فدای آن در راه آرمان و ارزش...
و این دو ، راهی است تا انسان در حیرتکده دنیا گوهر وجودش را سیقل دهد...
- ۱ نظر
- ۲۷ دی ۹۳ ، ۱۹:۵۵
بارها و بارها در مسیر زندگی به دوراهی عشق و عقل برخواهیم خورد.
عقل به حفظ جان و سلامت آن فرمان می دهد و عشق بر فدای آن در راه آرمان و ارزش...
و این دو ، راهی است تا انسان در حیرتکده دنیا گوهر وجودش را سیقل دهد...
روزی که برخی از آقا زاده ها بخواهند انقلاب را مصادره و به نفع خودشان تفسیر و ضبط نمایند باید خون امثال من ریخته شده باشد.ما هیچگاه انقلاب شهداء را با انقلاب آقا زاده ها عوض نمی کنیم.
و تا حضرت ماه هست این علم به دست شما نخواهد افتاد...
از چفیه های تزئینی که فقط روی جالباسی ها جا خشک کرده اند...
از چفیه های اتو خورده بدون استفاده...
از چفیه های مناسبتی و تبلیغاتی...
از چفیه هایی که منافق را در اندک مدتی انقلابی می کنند...
از چفیه هایی که سالی یک بار پنج آذر روی شونه ها مینشینند برای عکس یادگاری...
از چفیه هایی که صاحبانشان فقط بلدند عکس های جبهه را شرح دهند نه عرفان آن را...
از چفیه هایی که بعد از جنگ بازنشسته شدند...
از چفیه هایی که صاحبانشان آنها را با کت و شلوار عوض کردند...
از چفیه هایی که بوی تکبر و ریا می دهند...
از چفیه هایی که خاک نخورده و در معرکه ها نبوده اند...
متنفرم
اینبار بناست روباه پیر برای تفرقه میان امت واحده اسلام بعد کاشتن تخم نفاق و زاده شدن فرزند نامشروع وهابیت از دل اهل سنت افراطی ، شیعه افراطی را مهیا کند و از بهترین و مستحکم ترین نقطه قوت شیعه یعنی واقعه عاشوراء و دستگاه حسینی که مبنای شهادت طلبی و مبارزه با زور گویی هاست به شیعه و اتحاد مسلمین ضربه بزند.
مسیر زندگانی انسان هر دم با حوادثی رو به روست تا آنکه روزی قصه ی این سفر با مرگ پایان یابد. روزی را تصور کن که همچون اسیر در بند خاک ،سالها را پشت سر می گذاری و توان برخواستن از زندان قبر را نداری تا روز موعود که همانا عهدی محکم و وعده ای قطعی از جانب خداوند برای بشر می باشد.
حال اگر در این مسیر ،عمر را به باطل تلف کنی تا آن روز چه انتظار درد آور و پر اضطرابی را در پیش خواهی داشت...
دریاب غافله ی زمان را قبل از آن که سرگردان دنیای خاطره ها شوی...
معبودا
ثانیه ،ثانیه ای که از تو غافل بوده ام را زیان کرده ام.
چرا که حلال تمام مشگلاتم توایی...
گشاینده گره های کور زندگی مادی ام توایی...
مرحم درد زخم های کهنه ی روزگار توایی...
تدبیر کننده و همراه ترین،همراه سفر دنیایی ام توایی...
و من چگونه از همچون توایی غافل ام...
ببخش مرا برای لحظه هایی که از تو دور بوده ام.
معبودا
نه به خاطر گناهایم
و نه به خاطر اشتباهاتم
و نه به خاطر جفاهایم
بلکه فقط و فقط به خاطر لحظه هایی که از تو غافل بوده ام انتظار بخشش و رحمتت را دارم...
زمانی خواهد گذشت که تازه خواهیم فهمید که چگونه در حق خود ظلم کرده و در زمره غافلین بوده ایم.
شب ،هنگام تضرع و دعاست و ما غافل از این زمان با برکت که همچون هدیه الهی برای انسان خطاکار قرار داده شده است...