سر چشمهایت...
چهارشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۱۴ ب.ظ
نمی دانم چه سری دارد سیاهی چشمهایت که وقتی به آن می نگرم همه دشواریهای زندگیم ناگهان هموار می شود.آمدی و دیدی دلم شکسته ام با فانوسی در دست و تو چشمهایت انگار ساحل امنی بود برای آرامش دل طوفانیم.و چه زیبا بود که با لبخندی در گوشم نجوا کردی دل بکن از من و من در پاسخت گفتم، قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود ، از تو ای برده دلم را ،تا شب خوب وصال...
- ۹۴/۰۶/۱۱